تعرض به خاک و آب این سرزمین قدمتی به درازای تاریخ دارد و اگر نگاهی به تاریخ این آب و خاک پهناور بیاندازیم شاهد خواهیم بود آنهایی که زیاده خواه بودند و دیگر زمین خود را برای عیش و نوششان کم می دیدند تاختند و غارت کردند و بردند و تا می توانستند خون ریختند و روی آن رقص سرمستی به نمایش گذاشتند.
تاریخ این سرزمین به خوبی نام های نفرت انگیزی هم چون اسکندر مقدونی- چنگیز خان مغول- تیمور لنگ- محمود افغان را به یاد دارد و هرگز فراموش نمی کند در روزگاری که شاهان ما یادشان رفته بود سکان هدایت کشوری بر عهده آنان است که برای به دست آوردن وجب به وجب آن سینه ها شرحه شرحه شده و از جهالت و نادانی خویش نقشه جغرافیایی این سرزمین را به خوبی بلد نبودند! روبهان استعمار از بی کفایتی سران زمانه این سرزمین، نهایت بهره را بردندو هر چه قرارداد ننگین بود بر ملت رنج دیده و ستم کشیده ایرانی وارد کردند.
این گونه بود که بی کفایتی شاهان، روزنه نفوذی شد برای هرچه بیگانه و استعمارگر قدرت طلب که این آب و خاک را از هر نظر مناسب احوالات خویش می دیدند!
سرزمین ایران در دوره ای به نام قاجاریه روزگاری بسیار سیاه تر و ننگین تر داشت به طوری که اگر هم اکنون نقشه های جغرافیایی ایران قبل از قاجاریه و بعد از آن را با یکدیگر مقایسه کنیم شاهد خواهیم بود که از پهنه وسیع ایران که از شمال و شمال غرب شامل سرزمین هایی تا سواحل دریای سیاه، از شرق تا شبه جزیره هند و از جنوب تا شمال عربستان بوده است به دلیل بی کفایتی شاهان در دوران سیاه قاجار همین نقشه کنونی باقی مانده است!و دیگر خبری از آن وسعت و عظمت نیست.
البته دیری نپایید که سربازان جان بر کف و مغرور وطن نتوانستند تعدی و تجاوز بیگانگان را به آسانی در خود هضم کنند و وقتی دیدند سران کشورشان کاری به جز بی کفایتی بلد نیستند بغض در گلوی آنها ترکید و با سلاحی به نام غیرت و پشتوانه ای به نام همت در تکاپوی بازپس گیری وجب به و جب خاک از دست رفته پرداختند و این گونه بود که خون دلواری ها ، میرزا کوچک خان ها و خیابانی ها به جوش آمد!
تاریخ کهن این سرزمین آنقدر گسترده و سترون است که در این مجال فقط اجازه کلی گویی به ما می دهد اما آنچه که امروز بهانه ای است برای پرداختن به ماهیت و هویت سرزمینی ما عو عو کسانی است که سن آنها به زحمت به یک قرن می رسداما ادعایی به وسعت هزاره ها دارند!
کسانی که به سختی هویت شان را باید در پاورقی های صفحات تاریخ یکصد صاله اخیر دنیا جستجو کنند امروز مدعی اند خلیجی که بیش از بیست قرن نام فارس را بر روی خود لمس کرده و با آن انس گرفته است به یکباره تغییر نام به عربی دهد!
شکم پرستانی که روزگاری تحت الحمایه سرزمین ایران بوده اند و از آب و هوای این سرزمین نفع برده اند و شاید اکنون که مثلا مستقل شده اند، سن سرزمینشان به زحمت از سن و سال خودشان کمی بیشتر است! امروز به فکر تغییر نام خلیج فارس افتاده اند تاشاید به دست بیاورند آنچه را که به آنان بزرگی می بخشد!
شیوخ عرب اما به این مصادره نام قناعت نکرده اند و هر از چند گاهی پس از مستی مطلق! به یاد مصادره جزایر سه گانه ای افتاده اند که همیشه ایام آنها را بر روی قلمرو جغرافیایی ایران عزیز یافته ایم و به خوبی می دانیم و می دانند که این جزایر همواره درهای جدانشدنی خلیج فارس بوده اند که امروز شیخ نشین های شکم پرست خواهان به مالکیت گرفتن آن شده اند.
ابوموسی و تنب های بزرگ و کوچک یادشان نمی آید در چه روزگاری اعراب شیخ نشین بر آنها حکومت کرده اند که امروز این باده گساران گستره خلیج! هوس زیاده خواهی و غارت به سرشان زده است.
شیوخ خلیج آن قدر گستاخ شده اند که کوچکترین حق مالکیتی بر این جزایر از سوی ایران قائل نیستند وهنگامی که رئیس جمهور پای به ابوموسی می گذارد زوزه کشان سر بر می آورند که به خاک ما تجاوز شده است!
به راستی امروز ما در کجای قدرت منطقه ایستاده ایم و ما را چه شده که گربه های ولگرد اطرافمان به راحتی به خود اجازه می دهند نسبت به آنچه که حق این سرزمین است تعرض کنند و ما را چه شده که امروز کسانی داعیه دار مالکیت بر سرزمین های ما شده اند که بی تاریخ ترین و بی هویت ترین رهگذران امروز بشرند!
ایران کهن و متمدن به چه روزی افتاده که وقتی تنها با یک استدلال ساده تاریخی می تواند شکوه خود را به رخ زیاده خواهان بکشد باید برای حل و فصل شدن آنچه که متعلق به این آب و خاک است با تردید عمل کند!
ما در تعاملات خارجی خود و دفاع از حق سرزمینی مان کوتاهی کرده ایم آن قدر که امروز مجبوریم صفحات بی شمار تاریخ را ورق بزنیم برای کسانی که تاریخ نمیدانند!