تبليغاتX
صحنه ی یکتا
خانه | آرشیو | پست الکترونیک

عطر ها در راهند

 

دوستم داشته باش، دوستم داشته باش

بادها دلتنگند، دستها بیهوده ، چشمها بی رنگند

دوستم داشته باش ، شهرها می لرزند ، برگها می سوزند ، یادها می گندند

باز شو تا پرواز ، سبز باش از آواز،  آشتی کن با رنگ ، عشق بازی با ساز

دوستم داشته باش ! سیب ها خشکیده ، یاس ها پوسیده ، شیرهم ترسیده

دوستم داشته باش  ، دوستم داشته باش !عطرها در راهند، دوستت دارم ها، آه! چه کوتاهند

دوستت خواهم داشت ، بیشتر از باران،  گرمتر از لبخند ، داغ چون تابستان

دوستت خواهم داشت،  شادتر خواهم شد ، ناب تر،  روشن تر ، بارور خواهم شد

دوستم داشته باش! برگ را باور کن،  آفتابی تر شو ، باغ را از بر کن

دوستم داشته باش! عطرها در راهند ، دوستت دارم ها، آه! چه کوتاهند

خواب دیدم در خواب ، آب آبی تر بود ، حوض پر سوز نبود، زخم شرم آور بود

خواب دیدم در تو، رود از تب می سوخت ، نور گیسو می بافت ، باغچه گل می دوخت

دوستم داشته باش! عطرها در راهند، دوستت دارم ها، آه! چه کوتاهند

 

|+| نوشته شده توسط احمد در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 و ساعت 12:39 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar