| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
سینمای ایران چگونه فقدانش را تحمل خواهد کرد؟
"خسرو شكيبايي" بازيگر سينما، تئاتر و تلويزيون ساعت 9 صبح امروز جمعه 28 تير در سن 64 سالگي به علت نارسايي قلبي در بيمارستان پارسيان تهران درگذشت. او تحصيلاتش را در رشته بازيگري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران به پايان برد. او تا پيش از انقلاب فقط در عرصه تئاتر فعاليت داشت و فعاليت حرفه اي در عرصه سينما را با بازي در فيلم "خط قرمز" (1361، كيميايي) آغاز كرد اما سرآغاز دوره تازه فعاليت بازيگري شكيبايي را بايد فيلم "هامون" (1369، مهرجويي) دانست. او به خاطر بازي در اين فيلم سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول را در هشتمين جشنواره فيلم فجر به دست آورد. او همچنين براي بازي در فيلم "كيميا" (1374، درويش) بار ديگر برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول از سيزدهمين جشنواره فيلم فجر شد و براي فيلم "سالاد فصل"(1383،جيراني) نيز سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش مكمل را به دست آورد. براي هميشه"، "سايه به سايه" و "كاغذ بي خط" نامزد دريافت سيمرغ بلورين بوده است. خط قرمز، دادشاه، صاعقه، رابطه، دزد و نويسنده، ترن، شكار، هامون، عبور از غبار، ابليس، جستجو در جزيره، سارا، پرواز را بخاطر بسپار ، يكبار براي هميشه، بلوف، كيميا، پري ، درد مشترك ، لژيون ، سايه به سايه، خواهران غريب، سرزمين خورشيد، عاشقانه ، رواني، زندگي ، دختردايي گمشده، ميكس، دختري بنام تندر، كاغذ بيخط ، مزاحم، اثيري، صبحانه براي دو نفر، ازدواج صورتي، سالاد فصل ، حكم، ستارهها ، عروسك فرنگي، چه كسي امير را كشت؟، دلشكسته، دوشيزه باران، حيران، از جمله كارهاي سينمايي وي بودهاند. |+| نوشته شده توسط احمد در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 13:44 |
و پدر.....
شرمگینم و خسته از بی مهری و نا فرمانی هایی که کردم از کسی که فقط یک چیز می خواست از خدا برای من "عاقبت به خیری"!نمی دونم این روزها چقدر اهمیت دارن و یا چه جوری می شه تو یک روز همه مهربونی ها رو به یاد آورد و به بدی ها پشت پا زد . یکی از این روزا روز پدره! باید چه جوری تبریک گفت و قدر دانی کرد از کسی که وقتی ما به دنیا می یایم خیلی فکر می کنه اون قدر که گاهی اشک رو گونه هاش جاری می شه و دستاش رو رو به آسمون بلند می کنه و می گه خدایا کمکم کن! که هم پدر باشم هم محبوب هم مرحمی باشم بر دردهای فرزند و هم محجوب......
بعضی وقتا خیلی سنگینه برام آخه فکر می کنم زیاد فرزند خوبی نبودم اما خیلی وقتا هم آرامش می گیرم از گفتن این جمله که :
پدر روز قدر شناسی ات مبارک!
"تقدیم به همه پدران دلسوز" |+| نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 21:31 |
صد مرده آمد!
بالا خره استاندار کرمان هم برکنار شد و باز هم یک غیر بومی ای دیگر در قحط الرجالی استان کرمان والی این استان شد. صبح امروز در مراسم تودیع و معارفه ی استاندار کرمان ده مرده به عنوان استاندار جدید کرمان معرفی شد (البته گفته می شود وی به دلیل توانایی بسیار بالا به صد مرده هم معروف است!)و رئوفی نژاد با کرسی استانداری کرمان وداع کرد.در این مراسم عبدالمحمد رئوفی نژاد استاندار سابق کرمان در اظهاراتی بیان کرد: دولت نهم زمانی بر سر کار امد که همه از همه چیز ناامید شده بودند و این دولت، دولت مطلوب ما بود و زمانی که این مسئولیت را برعهده گرفتم بخاطر توفیق خدمت به مردم استان کرمان دو بار سجده شکر به جا آوردم. وی تصریح کرد: از همان ابتدای آمدنم شایعه برکناری من مطرح بود اما برایم کی رفتن مهم نبود بلکه کار کردن برای مردم در اولویت بود. دکتر رئوفی در ادامه گفت: به همه کسانی که می خواستند برای ماندن من در این سمت تلاش کنند گفتم که رییس جمهور در حرف خود بسیار قاطع است و در این مورد به نتیجه نمیرسند و تلاش نکنند. رئوفی نژاد در ادامه به دستاوردهای خود در دوران حضور در استانداری کرمان پرداخت و گفت:حجم محرومیت در استان کرمان به به قدری بود که تلاش مدیران قبلی خود را نشان نمی داد با وضعیتی جدید و متفاوت از قبل استانداری را تحویل می دهم. وی در پایان سخنانش گفت: اگر یک مرد از استان کرمان رفت ده مرد به این استان آمد! بعد از سخنرانی طولانی استاندار سابق کرمان که با آماری که ارائه داد بیشتر به نفی مدیریت قبلی استان کرمان پرداخت، هاشمی سرپرست وزارت کشور و دهمرده استاندار جدید کرمان سخنان بسیار کوتاهی ایراد کردند. مهندس هاشمی با اشاره به این که به دلیل کمبود وقت امکان گفتن حرفهایم وجود ندارد ابراز امیدواری کرد استاندار سابق کرمان پیشنهاد جدید برای فعالیت در مجموعه دولت را بپذیرد دکتر دهمرده نیز که بسیار پر انرژی نشان می داد گفت: هر مسئولیتی که در نظام جمهوری اسلامی نصیبم می شود بعنوان اولین اقدام شتری برای نذر ذبح می کنم. |+| نوشته شده توسط احمد در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 و ساعت 20:44 |
|
درباره وبلاگ
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود صحنه پیوسته به جاست خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد نام: احمد شهرت: احمدی نژاد نسبت با رئیس جمهور: ندارم زادگاه:کرمان بقیش سریه! منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها نوشته های پیشین
اردیبهشت 1388فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 پيوندهای روزانه
آفتابکرمان خبر ایسنا الف کرمان ما آرشيو پیوندها پيوندها
تک به تککرمان خبر انجمن علمی علوم اجتماعی دانشگاه باهنر ایسنا کویر یاسر خدیشی منتقد بی چهره کرمانیان صدف اخبار بم شبکه ورزش ایران ابو کورش امین ومریم خانه ای روی آب دکتر شیرین احمد نیا مفشو(بقچه) کرمان ما نونا رازهای قلم کویری چیلیک سایت جامعه شناسی ایران حرفهای دلم برای تو انجمن جامعه شناسی ایران مورنا نیوز سیامول چراغ آزادی مانیا کرماندخت یادنوشت کمیته زنان احمد شاملو قالب های حرفه ای وبلاگ ابزار وب فارسی امکانات
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar |